نقدی بر سریال شاهگوش
حتما نام سریال شاهگوش را شنیده اید و یا شاید آن را دنبال کرده اید. برای ان دسته از دوستانی که این فیلم را ندیده اند خلاصه ای از ماجرا را تعریف می کنم. اکبر عبدی در نقش بابا رحمان، کله پزیست که صبح زود یک ماشین به او می زند و فرار می کند و در همان قسمت اول می میرد. دخترو همسرش به کلانتری 100 ملت مراجعه می کنند و شکایتی می نویسند تا قاتل را پلیس دستگیر کند. رییس این پاسگاه که نقش اصلی سریال است سرگردیست که گوش های تیزی دارد و به همین دلیل به شاه گوش ملقب شده است. یکی از افراد محله که یک چشم دارد از پنجره سرویس بهداشتی منزلش نیمی از شماره ماشین قاتل رحمان کله پز را دیده است: و91. سرگرد به دنبال تمام پژو های سبز لجنی با این شماره می گردد تا قاتل را پیدا کند. ماجرای این سریال درباره آدم های مختلفیست که پژویی با این مشخصات دارند و مضنون به قتل می شوند. در آخر هیچ کدام از مضنونین قاتل رحمان نیستند و قاتل خودش را به کلانتری معرفی می کند. نکاتی که در حین دیدن فیلم به ذهنم رسید را در ادامه می نویسم: