شب ساعت 3 خوابیده ام و صبح ساعت 8 کلاس دارم. این یعنی 5 دقیقه خواب برایم مثل طلا ارزش داره . در اوج خواب شیرین گرگ و میش صدای ضعیف ولی ممتدی کلافم می کنه و دست اخر ترجیح می دهم بلند بشوم و منبع صدا را پیدا کنم که چشمم به گنجشکی که کنج سوراخ سقف اتاق لانه کرده می افتد . یک لحظه به نظرم می اید نگاهم کرد و بعد پرید . نگاهش انقدر معصومانه بود که عصبانیتم را بخاطربد خوابی فراموش کنم.
روز بارانی
همه در حسرتند
پرنده
در حسرت من
که زیر سقف خانه گرم اتشم
و من
در حسرت پرنده
که زیر سقف اسمان
گرم پرواز
ببین این ابر باران زا
به یاد غنچه گریان است
کنون فصل زمستان است
و" سرما سخت سوزان است "
شما که مردم این سرزمین برف و بارانید
می دانید
که تنها چاره اش
گرمای قلیان است
ببین صد پاره ابری را
که می پبچد به گردش باد
و در گوشم دمادم می دهد فریاد
ادم ها
کنون فصل زمستان است